غلامحسين محرمى
265
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
اذا كنت لا تدرين ما الموت فانظرى * الى هانى فى السوق و ابن عقيل « 1 » الى بطل قد هشّم السيف وجهه * و آخر يهوى فى طمار قتيل « 2 » اصابها امر الامير فاصبها * احاديث من يسعى بكل سبيل « 3 » ترى جسدا و قد غيّر الموت لونه * و نضج دم قد سال كل مسيل « 4 » ايترك اسماء المهايج آمنا * و قد طلبته مذحج بذحول « 5 » « 6 » شاعرى چون اعشى حمدان ، در ضمن قصيدهاى طولانى در رثاى شهداى توابين چنين مىگويد : توجه من دون ثنية سائرا * الى ابن زياد فى الجموع الكتائب « 7 » فياخير جيش للعراق و اهله * سقيتم روايا كل اسحم ساكب « 8 » « 9 » همچنين شاعران شيعى در رثاى زيد بن على ، پسرش يحيى و فرزندان امام حسن عليه السّلام كه در دوران عباسيان قيام مىكردند و به شهادت مىرسيدند ، شعر مىسرودند . همچنين شاعرانى چون على بن عبد الله خوافى ، مشيع مدنى ، اشجع بن عمرو سلمى و ابو طالب قمى در رثاى امام رضا عليه السّلام شعر سرودهاند . « 10 » اما بعد از امام حسين عليه السّلام ، در ميان كشتگان آل ابى طالب بيشترين مرثيه شعرى ، در رثاى يحيى بن عمر طالبى سروده شده است . او در سال 248 ه قيام كرد و به دست محمد بن عبد الله ابن طاهر كشته شد . « 11 » مسعودى مىگويد : « دور و نزديك در مورد او مرثيه گفتند و بزرگ و كوچك بر او گريستند » . « 12 »
--> ( 1 ) . اگر ندانستى كه مرگ چيست ، به ابن عقيل و هانى در بازار بنگر . ( 2 ) . به پهلوانى كه شمشير صورتش را خرد كرده و ديگرى كه از بالا افتاده و كشته شده است . ( 3 ) . به دستور امير به اينروز افتادهاند و خبرشان به زبان مسافران افتاده است . ( 4 ) . جسدى را مىبينى كه مرگ رنگش را تغيير داده و خون از هر جانبش سرازير شده است . ( 5 ) . آيا اسماء مهايج درامان خواهد بود ؟ در حالىكه قبيله مدحج درپى قصاص هستند . ( 6 ) . مسعودى ، على بن الحسين . همان ، ج 3 ، ص 71 . ( 7 ) . از آن سوى ثنيه ، لشكريان به سوى ابن زياد روانه شدند . ( 8 ) . اى بهترين سپاه عراق ، شما هر ابر بارانريزى را سيراب كرديد . ( 9 ) . همان ، ص 110 . ( 10 ) . الامين ، سيد محسن . همان ، ص 170 . ( 11 ) . مسعودى ، على بن الحسين . همان ، ج 4 ، ص 159 و 160 . ( 12 ) . همان ، ص 162 .